سيد جعفر سجادى

1038

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

ترديد در حكم باشد در شبههء حكميه دائر بين وجوب و حرمت كه از تعارض نصين ناشى شده باشد قاعدهء تخيير جارى مىشود يعنى مكلف در انتخاب هر يك از طرفين شبهه مخير مىباشد - لكن همين كه يكى از طرفين را اختيار نمود ديگر نمىتواند از آن عدول نموده و طرف ديگر را اختيار كند - چه آنكه اگر اين تخيير دائم و مستمر باشد و مكلف بر حسب ميل خود گاهى جانب وجوب و زمانى جانب حرمت را اختيار نمايد در اين صورت حكم مردد بين دو امر الزامى ، عملا باباحه مطلقه تبديل شده و با مقتضاى نفس تكليف كه دائر مدار وجوب و حرمت است مخالفت قطعيه به عمل مىآيد . ( اصول رشاد ص 252 ) شِبهِ ظَرف - ( اصطلاح ادبى ) جار و مجرور را گويند . شِبهِ فِعل - ( اصطاح ادبى ) مشتقاتى كه عمل فعل كنند شبه فعل گويند مانند اسم فاعل و مفعول و تفضيل و صفت مشبهه و مصدر ( از كشاف ج 2 ص 1143 ) . شِبهِ عَمد - ( اصطلاح فقهى ) رجوع به قصاص و قتل شود . شَبيبِيَّه - ( كلامى ) . منسوب به شبيب بن يزيد شيبانى مكنى بابو الصحارى است اين گروه را صالحيه نيز نامند . اينان قائل بجواز امامت زنانند و قائل بامامت ام شبيب‌اند پس از قتل شوهرش شبيب بن يزيد . ( شبيب بضم شين و فتح باء ) - ( از مختصر الفرق ص 90 ، 91 ) شَبيهِ نَوعى - ( فلسفى ) توليد مثل و مثل نوعى است شَبِ هجر - ( اصطلاح عرفانى ) شب هجر فراق و جدائى از محبوب است . كمال الدين مسعود خجندى گويد : شب هجر دلفروزان چو سحر ندارد امشب * تو هم اى چراغ مجلس باميد صبح منشين شَبِ يَلدا - شب يلدا نهايت الوان را گويند كه سواد اعظم است و مراد از شب معراج عروج روح انسان است . سنائى گويد : دوش ما را در خراباتى شب معراج بود * آنكه مستغنى بد از ما هم بما محتاج بود بر اميد وصل ما را ملك بود و مال بود * از صفاى وقت ما را تخت بود و تاج بود شَتر - ( بفتح شين اين اصطلاح عروضى ) و جمع است ميان قبض و خرم و چون از مفاعيلن ميم و يا بيندازى فاعلن بماند ( از المعجم ص 44 ) . شَجاع - ( اصطلاح نجومى ) يكى از صور ستارگان نيم كرهء جنوبى است كه شامل 25 ستارهء داخل در صورت است و دو ستاره خارج صورت و آن به صورت اژدهائى بود . ( از صور كواكب ص 308 ) شَجاعَت - ( اصطلاح اخلاقى ) و يكى از كيفيات نفسانيه است و از اقسام خلق است صدرا در تعريف آن گويد : « هى الخلق الذى يصدر عنه الافعال المتوسط بين افعال التهور و الجبن » و تهور و جبن دو طرف افراط و تفريط آنند و از رذائل انه . ( از اسفار ج 2 ص 38 )